اهداف

اهداف مجتمع

اصالت شفافیّت

از اصول زیربنائی مجتمع امام هادی علیه السلام اصالت شفافیّت در اهداف، برنامه ­ها، روش­های اجرائی، نظارتی و مالی، و نتایج کارکردهاست؛ کاری که اکثر آن­ها در کمتر مدرسه یا مجتمع آموزشی انجام می ­شود. به همین جهت، مجتمع علاوه بر بیان اهداف و اصالت­ها و نیز برنامه ­های خویش، امور زیر را انجام داده و خواهد داد:

الف: شفافیّت در اهداف و برنامه­ ها­ی کلان، کل و جزء (اصل نورانیّت)

ب: شفافیّت در روش­های اجرائی ـ نظارتی (اصل هدایت)

ج: شفافیّت در امور مالی و امکاناتی (اصل حلیّت)

د: شفافیّت در نتایج کارکردها و سنجش های کادر و دانش ­آموزان (اصل تحسّب)

اصل تحسّب یا اصل شفافیّت کمّی ـ کیفی در نتایج کارکردها و سنجش های کادر اجرائی و دانش­ آموزان مدارس

برخی از همکاران محترم گاه گلایه دارند که چرا اساساً به یکایک کادر شامل رؤسای مجتمع، مدیران، کادرهای اجرائی مدارس، معاونین، مستخدمین و دانش ­آموزان و خانواده­ های آن­ها نمره داده می­شود و از کجا و با چه قانونی نمرات فوق صحیح است و بر فرض صحّت چرا نمرات فوق به سایر همکاران داده می­ شود و بر فرض داده شدن اطّلاعات همکاران یک مدرسه از مدارس مجتمع چرا به مدارس دیگر مجتمع اخبار آن­ها اعلام می­ گردد. بر فرض درستی إخبار فوق، چرا خانواده­ها باید از آن­ها خبردار شوند در حالی که عوارض منفی بسیاری برای همکاران و حتّی خود مدرسه را به دنبال دارد. برای روشن شدن پاسخ به سوالات فوق اشاره به نکات زیر ضروری است:

1: آن­چه که در مجتمع بابت نمره ­گذاری به کارکردها می­ گذرد بر اساس مبانی دینی و قرآنی است چرا که اگر نمره ­گذاری بر اساس کلمۀ «حساب» تعریف شده در حالی که حساب به معنای «شمردن کافی از برای ریزترین واقعیّات جهت عرضۀ شفاف» است، و اگر نمره ­گذاری بدون شمردن ـ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنینَ وَ الْحِساب[1] ـ معنا نداشته و از این جهت تعاریف «توصیفی» به عالی، خوب، متوسط و بد چیزی جز کلاهبرداری نبوده و تنها طاغیانِ طاغوتی انتظار دارند که حساب نباشد ـ إِنَّهُمْ کانُوا لا یَرْجُونَ حِساباً[2] ـ در حالی که اصحابِ یمین یا همان بهشتی­ان بر اساس برهان عقلی خویش، انتظار محاسبات عددی کارکردهایشان را دارند ـ فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَٰبَهُۥ بِيَمِينِهِۦ فَيَقُولُ هَآؤُمُ ٱقْرَءُواْ كِتَٰبِيَه * إِنِّي ظَنَنتُ أَنِّي مُلَٰقٍ حِسَابِيَه[3] ـ و اگر محاسبات عددی از سوی کسانی نفی می­­ گردد و بلکه انتظار و آرزوی انجام آن را ندارند که در گروه جهنّمیان قرار دارند ـ وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَٰبَهُۥ بِشِمَالِهِۦ فَيَقُولُ يَٰلَيْتَنِي لَمْ أُوتَ كِتَٰبِيَه * وَ لَمْ أَدرِ مَا حِسَابِيَه[4] ـ و اگر در آیات شریفۀ قرآن، نمره ­گذاری یا همان محاسبه به حساب گاه به «عدد»، و گاه به «وزن» و گاه به «کیل» تعریف می ­شود، و اگر محاسبات عددی در قرآن از اصول تردیدناپذیر در پرداخت داده ­ها و دریافت ستاده ­ها بوده و از برای آن آیات فراوانی بیان شده است پس بدون تردید باید ارزیابی از کارکرد همکاران مجتمع با محاسبات عددی، آن هم دقیق و به نحو مکتوب به کتابت (کارنامه) عرضه شود. بر این اساس:

الف: اگر قوام سنجش کارکردها به دریافت گزارشات مستقیم و غیرمستقیم است پس بدون تردید ارائه گزارش­ها از سوی تمامی رده­های سازمانی کادر مجتمع باید انجام گرفته چنان­که نظارت­های ستادی نیز دقیقاً انجام گیرد تا برآیند صحیحی از مجموعه کارکردها در زمان بایستۀ خویش ـ که همانا برای خود کادر در هر روز، یا هفته و یا هر ماه به عنوان یوم الحساب صورت می­ گیرد، از برای والدین به نحو فصلی انجام گیرد ـ وَ اقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقّ[5] ـ تا مبادا با غفلت خویش ـ اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ[6] ـ  دچار بحران و استرس شوند ـ فَإِذا هِيَ شاخِصَةٌ أَبْصارُ الَّذِينَ كَفَرُوا[7].

ب: بر اساس محاسبات عددی است که داوری و رسیدگی­ ها نه تنها به سرعت انجام می­ گیرد ـ إِنَّهُ تَعالى یُحاسِبُ الْخَلائِقَ کُلَّهُمْ  فِی مِقْدارِ لَمْحِ الْبَصَرِ[8] ـ که محاسبات فوق از برای «همگان»، «هم­زمان» انجام می­ گیرد ـ و روي عن أميرالمؤمنين أنّه قال: معناه أنّه يحاسب الخلائق دفعة كما يرزقهم دفعة[9] ـ  از این ­روست که اصل محاسبه در مدارس مجتمع باید امری واضح، همگانی، هم­  زمان و به سرعت تلقّی گردد.

ج: به میزان محاسبات عددی کارکرد نیروهاست که اعتبارات و پرداخت ­ها باید انجام گیرد ـ جَزٰاءً مِنْ رَبِّكَ عَطٰاءً حِسٰاباً [10]ـ در غیر این صورت حدّ کفایت که به «جزاء» تعریف می­ شود متوقّف به محاسبات نبود.

د: محاسبات عددی که در واقع سنجش کردن، برآورد کردن و حساب کردن است نه تنها باید در هر فصل آموزشی (ترم) و یا در پایان سال انجام گیرد، که باید روزانه انجام شود تا نه تنها کارکنان ملتزم به برنامه ­های روزانۀ آموزشی و عدم تخلّف از آن باشند («مشارطۀ آموزشی»)، و تا نه تنها در طول روز مراقبت کند تا به آن مشارطه عمل کند (مراقبۀ آموزشی)، و تا نه تنها بر اساس آن مشارطه و مراقبه، در پایان هر روز آموزشی به ارزیابی کارکردی خویش (محاسبه) بپردازد، که اگر به تخلّف و یا کم­ کاری و یا به تجربه­ایی دست یافتند که در هنگام آموزش به دست آورده و در گذشته آن را اِعمال نکرده باشند خویش را بر عدم دانستن آن، و عدم به کارگیری آن و یا کم­ گذاری­های خود، سرزنش کنند (معاتبه)و تا ضمن طلب بخشش از خداوند و حق­ النّاس ترتّب یافته بر خویش و استغفار، به جبران و تدارک بایسته و شایسته بپردازد تا از «منتظران» باشد و در صورتی که تخلّفی نکرده و یا به اندازۀ توان خود درست عمل کرده و خداوند و حضرت امام هادی علیه السلام و حضرت بقیة الله عجل الله تعالی فرجه الشریف را ناظر می­ دیده و کم ­گذاری نکرده، در این صورت «حمد» خداوند را به جای آورده و خواهان «توفیقات» خویش و سایر همکاران خود شود ـ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُمَرَ الْيَمَانِيِّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْمَاضِي ص قَالَ: لَيْسَ‏ مِنَّا مَنْ‏ لَمْ‏ يُحَاسِبْ‏ نَفْسَهُ فِي كُلِّ يَوْمٍ فَإِنْ عَمِلَ حَسَناً اسْتَزَادَ اللَّهَ وَ إِنْ عَمِلَ سَيِّئاً اسْتَغْفَرَ اللَّهَ مِنْهُ وَ تَابَ إِلَيْهِ[11].

ه‍ : انجام این محاسبه ­ها و گزارش ­دهی ­ها باید همانا در «شب» و قبل از خواب آن هم در مکانی «خلوت» و «ساکت»، آن هم با توجه به ریزترین نکات مثبت و منفی صورت گیرد ـ وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ[12]ـ تا پرداخت ­ها و جبران زحمات یا برخوردها به نحو ذرّه­ ای و بدون کوچک­ترین اغماض صورت گیرد ـ فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةً خَیْراً یَرَهُ * وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةً شَرّاً یَرَهُ[13].

و: محاسبات و سنجش­ های فوق باید همگانی و بدون استثناء باشد چنان­که باید علاوه بر کادرهای صفّی، کادرهای ستادی هم همان مراتب چهارگانه نظارت و سنجش را انجام دهند ـ فَوَ رَبِّکَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِین * عَمّا کانُوا یَعْمَلُون[14]ـ چنان­که باید محاسبات فوق برای هر کس کاملاً ارسال شود تا قبل از آن­که دیگران محاسبه کنند خود محاسبه­ کنندۀ خویش باشد ـ اقْرَأْ كِتَابَكَ كَفَىٰ بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبًا[15].

ز: آن­چه که در «محاسبات» کارکردی روزانه، هفتگی و ماهانه و بالاخره فصلی و سالیانه باید «مدّنظر» باشد نه تنها محاسبات «کمّی» و «عددی» است، که محاسبات «کیفی» بر وزن عددی ـ عَنِ النَّبِی]:حاسِبوا أنْفُسَكُم قَبلَ أنْ تُحاسَبوا، و زِنوها قَبلَ أنْ تُوزَنوا، و تَجَهَّزوا للعَرْضِ الأكْبَرِ[16] ـ از سوی خود  قبل از ارزیابی آن از سوی ستاد مجتمع و بلکه حضرات معصومین علیهم السلام و خداوند تبارک و تعالی است. این در حالی است که هر کس باید شدیدترین محاسبات نسبت به خود را انجام دهد قبل از آن­که دیگران او را محاسبه کنند ـ لا يَكونُ الرَّجُلُ مِنَ الْمُتَّقينَ حَتّى يُحاسِبَ نَفْسَهُ اَشَدَّ مِنْ مُحاسَبَةِالشَّريكِ شَريكَهُ فَيَعْلَمَ مِنْ اَيْنَ مَطْعَمُهُ وَ مِنْ اَيْنَ مَشْرَبُهُ وَ مِنْ اَيْنَ مَلْبَسُهُ اَمِنْ حِلٍّ اَمْمِنْ حَرامٍ[17].

2: ثمرۀ محاسبه ­های کارکردِ روزانه آثار حتمی زیر است:

الف: «اصلاح» به موقع روش­ها و برنامه­ های اجراء شده بر اساس روایت امیرمؤمنان علیه السلام «ثَمَرَةُ الْمُحاسَبَةِ صَلاحُ النَّفْسِ».[18]

ب: «یافت» نقطه ­های ضعف آموزشی، پرورشی، تربیتی و قرآنی خود یا دانش ­آموزان و یا در فرض دارا بودن از مسئولیت­های مدیریتی، کشف نقاط ضعف خود نسبت به دیگران، به خصوص آن­که یافت نقاط ضعف کم­ کم آثار خویش را در عملکرد روزانۀ خود نشان می­دهد، و آرام آرام به مرحلۀ «ایمان» و بلکه به «تقوای» مدیریتی، آموزگاری، دانش ­آموزی و فرزندپروری نزدیک خواهد شد ـ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ.[19]

ج: وصول به «سعادتمندی» ـ مَنْ حاسَبَ نَفْسَهُ سَعِدَ.[20]

د: واقع شدن در جبهۀ مقام امامتی حضرت امام هادی علیه السلام و از  کارکنان و ارباب جمعی واقعی آن حضرت واقع شدن ـ لَيس مِنّا مَن لَم يُحاسِبْ نَفْسَهُ في كُلِّ يَومٍ.

[1]. یونس: 5.

[2]. نبأ: 27.

[3]. حاقه: 20-19.

[4]. همان: 26-25.

[5]. انبیاء: 97.

[6]. انبیاء: 1.

[7]. انبیاء: 97.

[8]. مجمع البيان، ج2، ص531، ذيل آيه 202 سوره بقره.

[9]. تفسير كنز الدقائق و بحر الغرائب، ج‏2، ص299.

[10]. نبأ: 36.

[11]. الکافی (ط ـ الإسلامیة)، ج2، ص453.

[12]. انبیاء: 47.

[13]. زلزال: 8-7.

[14]. حجر: 93-92.

[15]. اسراء: 14.

[16]. بحارالأنوار، ج27، ص73.

[17]. مکارم الأخلاق، ص468.

[18]. غررالحکم، 4656.

[19]. حشر: 18.

[20]. غرر الحکم، 7887.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا